تبليغاتX
خاک های ایران

The Soils of IRAN

آسمان غبار آلود،آب هاي گل آلود و پهنه رو به گسترش و بيابان هاي تب آلود، ضايعه تاسف بار مرگ و مير خاک ها را پيام مي دهند

مقدمه :

فیزیک خاک یکی از شاخه های علم خاکشناسی است و وظیفه پیش بینی، اندازه گیری و کنترل فرایند های فیزیکی که در خاک رخ می دهد را بر عهده دارد. فیزیک خاک از دو کلمه فیزیک و خاک تشکیل شده است. برای تعریف علم فیزیک خاک بهتر است ابتدا واژه فیزیک و سپس خاک و در نهایت فیزیک خاک تعریف شود. هدف علم فیزیک جستجو و کنکاش در ماهیت و شکل ماده و انرژی و نحوه نقل و انتقال این دو در سیستم های طبیعی و غیر طبیعی است. از دیدگاه علم کشاورزی، خاک محیط متخلخلی است که از مواد معدنی و آلی، آب، هوا و موجودات ریز و درشت تشکیل شده و بستر مناسبی را برای رشد ریشه گیاه فراهم نموده است. بنابراین علم فیزیک خاک به مطالعه نوع و چگونگی کنار هم قرار گرفتن مواد تشکیل دهنده خاک، حرکت و برهم کنش این مواد با هم و با عوامل دیگر مانند آب، هوا و گرما می پردازد. بنابراین متخصصان فیزیک خاک یا باید کارشناسان خاکشناسی باشند که به علم فیزیک آشنائی داشته باشند و یا فیزیکدان هائی باشند که از خاکشناسی سر رشته داشته باشند. هر چند پیشگامان فیزیک خاک عمدتا متخصصان فیزیک بودند و نه خاکشناسها، ولی به دلایل کاربرد زیاد فیزیک خاک در کشاورزی امروزه اکثر متخصصان فیزیک خاک را خاکشناسها تشکیل می دهند.

اهداف کاربردی فیزیک خاک در کشاورزی بسیار زیاد است که از آن جمله می توان به مدیریت صحیح خاک در زمینه های آبیاری، زهکشی، حفاظت آب و خاک، شخم و انواع خاکورزی، تنظیم دمای خاک و عکس العمل خاک نسبت به تنش های مکانیکی اشاره کرد. فیزیک خاک هم یک علم پایه (Basic) و هم یک علم کاربردی (Applied) است و به دلیل گستره وسیع، در تداخل با علوم دیگری مانند زمین شناسی، هیدرولوژی، اکولوژی، اگرونومی، اقلیم شناسی، مهندسی و ریاضیات نیز می باشد. به دلیل ترکیب ناهمگون خاک مطالعه فیزیکی خاک بمراتب مشکل تر از اجسام صلب و یکنواخت می باشد. زیرا خاک به سختی می تواند مانند یک جسم صلب در حالت تعادل قرار گیرد. خاک بطور مرتب گرم و سرد می شود، متراکم و متورم شده و یا ترک می خورد، گازها را جذب می کند، یون های مختلف را بخود گرفته یا آزاد می کند، نمکها را حل یا رسوب می دهد، اسیدی و قلیائی می شود و یا با ایجاد شرایط هوازی و بی هوازی فرایندهای اکسیداسیون و کاهش در آن صورت می گیرد. مجموعه این شرایط همراه با حالت پویائی ریشه ها در داخل خاک باعث می شود که وضعیت خاک طی زمان متغیر بوده و نتوان شرایط متعادلی برای آن متصور شد. شرایط غیر ماندگار و غیر یکنواخت خاک یکی از مشکلات اساسی در مطالعات فیزیکی آن می باشد.

به لحاظ اینکه برخی جنبه های فیزیک خاک از نظر مطالعه، وضعیت قطعی و برخی جنبه های آن وضعیت احتمالاتی و غیر قطعی دارد تعیین دقیق حالات فیزیکی خاک امکان پذیر نمی باشد، لذا در مطالعات فیزیک خاک بالاجبار باید به روش های ساده سازی و بررسی عواملی که بیشترین تاثیر را دارند متوسل شویم. در بسیاری از مطالعات فیزیکی خاک فرض می شود که خاک جسمی یکنواخت و ایزوتروپ (همروند) می باشد حال آنکه عملا هیچ کدام از این فرضیات در مورد خاکها صادق نمی باشد. بنابراین هیچ مدل مطالعاتی خاک گویای واقعیت نخواهد بود و درجه اعتبار هر مدل بسته به نوع و تعداد فرضیاتی است که برای ساده سازی در آن بعمل آمده است. با این وجود مدل های مطالعات فیزیکی خاک توانسته اند در بسیاری از موارد عملی به نتایج قابل قبول برسند و امروزه مدل سازی و کاربرد مدل ها در مطالعات خاک نقش بسیار اساسی دارند.

در ادامه ما قصد داریم مطالبی جامع را پیرامون مباحث فیزیکی در خاک ارایه کنیم  
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 22:19 توسط محمد کریم زاده عقدا |

مقدمه :

هیچ پدیده خاکی در مقیاس جهانی مخرب تر از فرسایش ناشی از باد و آب نیست. از روزگاران ماقبل تاریخ، بشر زخم تازیانه ی فرسایش خاک را بر پیکر خود به همراه داشته و از پیامد های آن یعنی سوء تغذیه و گرسنگی رنج می برد. تمدن های باستانی با شسته شدن خاک های آنها که زمانی عمیق و حاصلخیز بود و با به جای گذاشتن تپه های غیر حاصلخیز صخره ای دچار فرو پاشی شدند. با مشاهده ی تپه های بایر در هندوستان مرکزی و یا بخش های از یونان، لبنان و سوریه، تصور این امر مشکل است که زمانی در این مناطق جوامع کشاورزی دارای شکوفایی بودند.

تهدید فرسایش خاک، امروزه بسیار شوم تر از هر زمان دیگر در تاریخ می باشد. در نسل امروز، زارعین مجبور شده اند تولید محصولات غذایی را برای رفع نیازهای افزایش بی سابقه جمعیت، به بیش از دو برابر برسانند. در کشورهای کم درآمد نسبت جمعیت به اراضی زراعی قابل استفاده که از قبل نیز بسیار بالا بوده در حال افزایش است. در حالی که کشت و کار در اراضی حاصلخیز مسطح تمرکز یافته، و در تامین بیشتر غذای مورد نیاز کمک کرده است، بسیاری از ملت ها مجبورند که سطح اراضی زیر کشت خود را توسعه داده و به سوزاندن و جنگل تراشی در شیب های تند و شخم زدن مراتع اقدام کنند. فشار جمعیت همچنین سبب چرای بی رویه دام ها در مراتع و استخراج بیش از حد منابع چوب گردیده است. تمامی این فعالیت ها سبب تخریب و یا حذف پوشش گیاهی، و در معرض قرار گرفتن هر چه بیشتر خاک حساس زیرین این منطقه به فرسایش می شود. نتیجتاً حاصل این چرخه شیطانی، تخریب یا تنزل کیفیت اراضی است، تخریب سبب کم شدن محصول، فقر انسانی، و کاهش پوشش گیاهی در روی خاک است، که به نوبه ی خود سبب فرسایش پرشتاب شده و عده ی بیشتری از مردم نیازمند را به قطع اشجار، شخم و تخریب اراضی وادار می سازد.

تنزل توان تولید مزارع، جنگل ها و مراتع فقط بخشی از داستان تاسف بار فرسایش را بازگو می کند. ذرات خاک شسته شده و یا باد رفته از مناطق فرسایشی بعداً در جای دیگر مانند اراضی پست مجاور رودخانه ها و نهرها و یا در مخازن و لنگر گاه های پایین دست ترسیب خواهند یافت. خسارت زیست محیطی و اقتصادی در مناطقی که مواد خاکی فرسایش یافته در آن ترسیب می یابد، ممکن است به اندازه مناطق فرسایشی که خاک از آنها جدا شده است بوده و یا از آنها بیشتر باشد. مواد خاکی جابجا شده سبب بروز مسایل آلودگی آب و هوا شده و هزینه سنگین اقتصادی و اجتماعی را در جامعه به دنبال خواهد داشت. خوشبختانه دهه های اخیر شاهد پیشرفت های زیادی در فهم سازوکار فرسایش و ابداع روش های که می توانند به طور موثر و توجیه پذیر از جنبه اقتصادی هدر رفت خاک را در اکثر موارد مهار کنند، بوده ایم.

یکی از این راهکارها، حفاظت خاک است. حفاظت خاک نقطه مقابل تخریب خاک است. اینکه ما بدانیم چگونه خاک های کشور را حفاظت کنیم می توانیم از تخریب آنها جلوگیری کنیم. نکته مهم دیگر اینکه؛ خاک چیزی نیست که در عرض یک سال، ده سال و یا بیست سال فاسد شود و بگندد و بعد ما پی به فساد آن ببریم. همانطور که تشکیل آن تدریجی است، تخریب آن نیز تدریجی است. ولی در شرایط کنونی این یک تخریب فزاینده تدریجی است. گویای این صحبت آمارهای است که طبق براورد های آن فرسایش خاک در ایران 4 الی 5 برابر نرم جهانی است. پس باید کاری کرد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 8:42 توسط محمد کریم زاده عقدا |

نکته 1 : پیدایش خاک در باره بررسیها، مفهوم ها، فرضیه ها، عامل ها و فرایند های گفتگو می کند که باعث تکوین خاک و دگرگونی آن می شوند و اما طبقه بندی خاک از گروه بندی خاک ها، قرار دادن آنها در گروه های علمی و تکنیکی و پایه ادراکی این نوع گروه بندی گفتگو می کند.

نکته 2 : دوکوچائف اولین رده بندی علمی خاک را بنیان نهاد. ایشان خاک ها را به سه گروه قرار داد

1) Normal

2) Transitional

3) Abnormal

نکته 3 : Sibitzev از شاگردان دوکوچائف است که به اصل منطقه ای بودن خاک ها توجه کرد و گفت که خاک ها در مناطق مختلف فرق می کنند. و با الهام از طبقه بندی استاد خود، خاک ها را به سه رده زیر طبقه بندی نمود.

1) خاک های منطقه ای یا Zonal : خاک های هستند تکامل یافته که خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و تکاملی آنها عمدتا تحت تاثیر دو فاکتور آب و هوا و پوشش گیاهی هستند و گفت که خاک های منطقه ای، خاک های وسیعی هستند. این تعریف در مورد خاکهای نرمال دوکوچائف نیز صادق است.

2) خاک های درون منطقه ای یا Intrazonal : خاک های هستند موضعی، و وسعت زیادی ندارند و خصوصیات تکاملی آنها تحت تاثیر عوامل موضعی خصوصا توپوگرافی، بالا بودن سطح سفره آب زیر زمینی و گاهی مواد مادری می باشد. خاک های این رده نیز با خاک های Transitional در رده بندی دوکوچائف هماهنگی دارند.

3) خاک های برون منطقه ای یا Azonal : خاک های جوانی هستند و تکامل زیادی ندارند و بیشتر تحت تاثیر شیب و زمان قرار گرفته و فرصت تکامل نداشته اند.

نکته 4 : مراحل تکامل تاکسونومی خاک 1999 :

1) رده بندی اولیه : این رده بندی ناشی شده از رده بندی خاک دوکوچائف و سیربیوسف بود

2) رده بندی Marbut : ماربوت برای طبقه بندی خاک به جای اینکه به منشاء زمین شناسی آن توجه کند به خصوصیات پروفیلی خاک توجه کرد خصوصیاتی از قبیل : تعداد افق ها در پروفیل خاک، ساختمان افق های خاک، ضخامت افق ها، رنگ خاک، بافت خاک، و غیره

آقای ماربوت با این خصوصیات یک رده بندی را به دنیا اعلام نمود که در این رده بندی از دو رده استفاده شده بود

1) Pedoculs : خاک های هستند که آهک دارند

2) Pedalfers : خاک های که آهک آنها شسته شده است

ماربوت زیر این رده ها، گروه های خاک را به صورت کتگوری 6 تا کتگوری 1 قرار داد که کتگوری 1 شامل خاک های غیر متکامل و جوان و کتگوری 6 خاک های خیلی متکامل بودند.

3) رده بندی قدیمی (1938) : آقای Kellogy و همکاران، روی رده بندی ماربوت کار کردند و دو رده Pedalfers و Pedoculs را حذف کردند و سه رده سیربیوسف (Zonal, Intrazonal,Azonal) را قرار دادند و برای آنها تحت رده و گروه های بزرگ تعریف کردند

4) 7th approximation : این رده بندی نیز در مورد خاک های الی و خاک های مناطق گرم و مرطوب (Oxisols) کمبود داشت.

5) Soil Taxonom :

نکته 5 : تعریف پدون : کوچکترین حجمی از ذرات طبیعی است که می توان آنرا خاک نامید و از آن نمونه برداشت.

نکته 6 : تعریف Geogenesis و Pedogenesis : اگر مواد مادری یا موادی که خاک را تشکیل می دهند در جا باشند یعنی سنگ زیرین هوادیده شده و خاک را تشکیل دهد به آن Geogenesis  می گویند که مرحله اول خاکسازی است. و اما اگر موادی که خاک را تشکیل می دهند موادی باشند که از جای دیگری تحت تاثیر عوامل حرکتی مثل باد، آب و یا نیروی ثقل حمل شده باشند و در جای جدید تجمع یابند و خاک را تشکیل دهند به آن Pedogenesis می گویند. که این مرحله، مرحله دوم تشکیل خاک و ایجاد افق های مشخصه بر روی مواد مادری است.

نکته 7 : مطالعات نشان داده که % 90.1 کانی های پوسته جامد زمین شامل چهار کانی ذیل می باشد : 

1) فلدسپات ها (% 57.8)      2) پیروکسن و آمفیبول ها (% 16)      3) میکاها (% 3.6)     4) کوارتز (% 12.7)   

نکته 8 : فلدسپات ها Peldspars : فلدسپات ها شامل چندین دسته می باشند که عبارتند از

1) فلدسپات پتاسیم : که خود شامل

1- 1) Orthoclase : با فرمول    KAlSi3O8 و سیستم تبلور مونو کلینیک

2- 1) Microcline : با فرمول     KAlSi3O8 و سیستم ترای کلینیک Tri clinic

2) Plagioclase : این نوع نیز به دو دسته تقسیم می شود

1- 2) Albite : با فرمول           NaAlSi3O8 

1- 2) Anorthite : با فرمول      CaAl2Si2O8

نکته 9 : پیروکسین ها و آمفیبول ها :

1) پیروکسین ها : از نقطه نظر طبقه بندی سیلیکاتی به آنها Inosilicate می گویند و همچنین به آنها تک زنجیره ای یا Single Chain نیز می گویند یعنی چهار وجهی ها ی سیلیس اکسیژن راسی آنها با یکدیکر مشرک می شوند و زنجیر های را ایجاد می کنند. هر چه اکسیژن ها بیشتر بهم متصل شوند مقاومت در برابر هوادیدگی بیشتر می شود.

فرمول واحد ساختمانی پیروکسن ها (SiO3)2- می باشد

2) آمفیبول ها : از نقطه نظر کلی اینها هم Inosilicate هستند اما دو زنجیره ای، که به آن Double Chains می گویند و فرمول ساختمانی آنها (Si4O11)6- است و در طبیعت به صورت    Mg7Si8O22(OH)2 است که به آن Anthophyllate می گویند.

این دو کانی اشاره شده در بالا (پیروکسین و آمفیبول) هسته اولیه خوبی هستند برای تشکیل رس های الیافی، مثل پیرولایت که این رس ها نیز زنجیره ای می باشند.

نکته 10 : میکا :

میکا جزء سیلیکات های ورقه ای یا همان Phylosilicates می باشد و واحد ساختمانی آن (Si2O5)2- یا (Si4O10)4- می باشد. ما در طبیعت میکا را به دو فرم بیوتایت ومسکوئیت می بینیم که بیوتایت یا همان میکای سیاه با فرمول غالب KAl(Mg,Fe2+)3Si3O10(OH)2 از نظر ساختمانی تری اوکتاهدرال می باشد و مسکوئیت یا همان میکای سفید با فرمول KAl2AlSi3O10(OH)2، دی اوکتاهدرال می باشد. که همین اختلاف تری و دی اوکتاهدرال بین این دو باعت می شود که بیوتایت شدیدا حساس به هوادیدگی و مسکوئیت شدیدا مقاوم به هوادیدگی باشد.

نکته 11 : کوارتز با فرمول SiO2 جزء سیلیکات های شبکه ای (نردبانی) Tectosilicate می باشد و اکسیژن های آن زیاد با هم مشترک شده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 11:10 توسط محمد کریم زاده عقدا |

نکته 1 : توانایی خاک برای تامین عناصر غذایی به میزان کافی و به نسبت متعادل برای گیاه را حاصلخیزی می گویند.

نکته 2 : فرم های محلول و قابل تبادل عناصر غذایی در خاک که قابل استفاده گیاه می باشد را حاصلخیزی فعال تعریف می کنند و عناصر موجود در مواد الی و کانی های اولیه و ثانویه و عناصر تثبیت شده که جزء زیادی از عناصر خاک را تشکیل می دهندو قابل استفاده گیاه نیستند را حاصلخیزی ذخیره یا پتانسیل می نامند و به مجموع حاصلخیزی فعال و ذخیره، حاصلخیزی کل می گویند.

نکته 3 : Amendments : به موادی اصلاحی جهت بهبود خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک می گویند. مانند گچ

نکته 4 : بیست درصد کل عناصر موجود در خاک از طریق Root Intenception تامین می شود

نکته 5 : مقدار عناصری که از طریق Mass Flow یا جریان توده ای یا جرمی به سطح ریشه عرضه می شود بستگی دارد به 1- مقدار آب تبخیر شده از گیاه(تعرق)   2- غلظت عنصر در آب خاک

نکته 6 : عناصر غذایی نظیر نیترات، سولفات، کلر، کلسیم و منیزیم عامل اصلی انتقال آنها جریان توده ای می باشد.

نکته 7 : فسفر، پتاسیم و عناصر کم مصرف در امتداد شیب غلظت (Diffution) به سطح ریشه عرضه می شوند.

نکته 8 : تبادل یون ها بین دو فاز جامد را تبادل تماسی Contact Exchange می نامند.

نکته 9 : در دو خاک با درصد اشباع بازی مساوی، با تفاوت نوع رس، PH تفاوت می کند

نکته 10 : در دو خاک با CEC یکسان، ولی با مقدار متفاوت کاتیون ها، PH نیز فرق می کند

نکته 11 : در دو خاک با ثابت بودن درصد اشباع بازی و CEC ، PH می تواند متفاوت باشد.

نکته 12 : اگر در دو خاک PH و CEC یکسان باشنددر نتیجه درصد اشباع بازی آن دو خاک نیز مساوی است.

نکته 13 : هر چه CEC خاک بیشتر باشد خاصیت تامپونی خاک نیز بیشتر است. به عنوان مثال خاصیت تامپونی ورمیکولابت بیشتر از مونت موریلونایت است.

نکته 14 : برای مبارزه با بیماری جرب سیب زمینی که عامل آن اکتینومیستی است که حساس به PH اسیدی است، می توانیم PH خاک را کاهش داده و اسیدی کنیم.

نکته 15 : مصرف زیاد سولفور در خاک برای کاهش PH باعث کمبود ازت می شود.

نکته 16 : احیای شیمیایی نیترات که به آن واکنش وان سالیک نیز می گویند واکنشی است غیر بیولوژیکی، که در آن موجودات زنده دخالت ندارند.

نکته 17 : عوامل موثر بر تصعید ازت

1- با افزایش عمق کوددهی، تصعید کاهش می یابد

2- با افزایش کربنات کلسیم یا آهک در خاک، تصعید ازت افزایش می یابد

3- با کاهش رطوبت خاک تصعید ازت افزایش می یابد

4- با افزایش CEC خاک، تصعید ازت افزایش می یابد

5- با افزایش درجه حرارت خاک، تصعید ازت افزایش می یابد

6- هر چه سرعت جریان هوا (باد) در سطح خاک بیشتر باشد، تصعید بیشتر است

نکته 18 : مصرف بازدارنده ها (NI) به علت غیر فعال کردن نیتروزموناس، سبب نگهداری آمونیوم در خاک می شود.

نکته 19 : تثبیت فسفر شیمیایی است ولی تثبیت ازت هم شیمیایی و هم بیولوژیکی است.

نکته 20 : عوامل موثر در تثبیت فسفر

1- هر چه رس خاک بیشتر باشد تثبیت فسفر در آن خاک بیشتر است

2- تثبیت فسفر در خاک های با رس های یک به یک و یا رس های اکسید آهن و الومینیوم، بیشتر از رس های دو به یک است

3- هر چه مدت زمان تماس خاک با کود های فسفره بیشتر باشدتثبیت بیشتر است

4- افزایش ماده الی به خاک سبب کاهش تثبیت فسفر و افزایش فسفر فابل جذب گیاه می شود

5- هرچه خاک گرمتر باشد تثبیت فسفر بیشتر است

6- تثبیت فسفر در خاک های اسیدی و آهکی بیشترین است و در PH بین شش تا هفت که فعالیت آهن، الومینیوم و کلسیم کمترین است ما کمترین تثبیت را داریم

7- نوع روش کوددهی نیز در تثبیت آن در خاک نقش دارد مثلاً در روش کوددهی نواری ما کمترین تثبیت فسفر را داریم

نکته 21 : در خاک های شنی، خصوصاً خاک های تحت آبشویی و خاک های الی، احتمالاً کمبود پتاس وجود دارد

نکته 22 : به مجموع فسفر قابل تعویض و بخشی از فسفر فیکس شده، فسفر لبیل می گویند.

نکته 23 : به مجموع پتاسیم قابل تعویض و بخشی از فسفر فیکس شده، پتاسیم لبیل می گویند.

نکته 24 : غلظت کلسیم و منیزیم موجود رد محلول خاک بر جذب پتاسیم توسط گیاه تاثیر منفی دارند.

نکته 25 : شش تا ده درصد از پتاسیم از طریق جذب ریشه (Root Intenception) به ریشه عرضه می شودو بقیه از طریق انتشار و جریان توده ای که تاثیر انتشار بیشتر از جریان توده ای است.

نکته 26 : اسیدی شدن خاک باعث کاهش فسفر و مولیبدن می شود.

نکته 27 : بیورت ماده سمی است که از دو مولکول اوره با از دست دادن یک NH3 حاصل می شود.

نکته 28 : کود اوره وقتی به خاک اضافه می شود حداکثر غلظت بیورت در آن نباید از دو درصد تجاوز کند و اگر اوره جهت محلول پاشی استفاده می شود نباید غلظت بیورت از نیم در صد بیشتر باشد.

نکته 29 : جهت تعیین میزان جاذب الرطوبه بودن کود از رطوبت نسبی بحرانی (CRH) استفاده می شود که طبق تعریف عبارت است از : رطوبت نسبی هوا است که در بالاتر از آن، کود بخار آب را جذب می کند. و هرچه CRH کمتر باشد کود جاذب الرطوبه تر است.

نکته 30 : در بین کود های ازته جاذب الرطوبه ترین کود نیترات کلسیم می باشد و به ترتیب کودهای نیترات امونیوم، اوره و سولفات امونیوم از جاذب الرطوبت کمتری برخوردار می باشند

نکته 31 : برخی از خصوصیات کود نیترات آمونیوم (NH4NO3) به شرح زیر می باشد

این کود تقریباً به میزان برابر امونیوم و نیترات دارد؛ خاصیت آتش گیری و انفجار دارد، شاخص نمکی آن بالا است؛ کودی است اسیدی و یا خنثی؛ حلالیت این کود 118 گرم در 100 گرم آب می باشد که این حلالیت برای اوره صد گرم در صد گرم اب می باشد یعنی خاصیت حلالیت نیترات امونیوم 1.18 برابر اوره است.

نکته 32 : کود سولفات امونیوم که محصول فرعی کارخانه ذوب آهن می باشد و حلالیت آن 78 گرم در صد گرم اب می باشد برای مزارع برنج کود مناسبی نیست.

نکته 33 : کود اوره با پوشش گوگردی دارای چهل درصد ازت و ده درصد گوگرد می باشدو هرچه ضخامت پوشش آن بیشتر باشد درصد آن ازت کمتر است این کود مانند کود کلرید امونیوم (NH4Cl) برای برنج کاری ها مناسب است. این کود برای مراتع چندین ساله و درختان میوه، نیشکر و گل های زینتی استفاده می شود.

نکته 34 : کود های فسفره را می توان به سه دسته :

1- کودهای فسفره محلول در آب مانند مونو کلسیم فسفات، مونو امونیوم فسفات و دی امونیوم فسفات

2- کودهای فسفره محلول در سیترات امونیوم خنثی (یک نرمال) مانند دی کلسیم فسفات

3- کودهای فسفره غیر محلول در سیترات امونیوم مانند تری کلسیم فسفات

نکته 35 : کود سوپر فسفات معمولی که ترکیبی از مونو و دی کلسیم فسفات به همراه گچ می باشد دارای 7 تا 9 درصد فسفر می باشد که 90 درصد آن محلول در آب (مونو کلسیم فسفات) و 10 درصد آن محلول در سیترات (دی کلسیم فسفات) می باشد همچنین این کود 11الی 12 درصد گوگرد نیز دارد. از دیگر حصوصیات کود سوپر فسفات معمولی می توان به خنثی بودن، جاذب الرطوبت کم و ضریب نمکی پایین آن اشاره کرد.

نکته 36 : کود سوپر فسفات تریپل بین 19 الی 23 درصد فسفر دارد که 95الی 98 درصد از این فسفر را مونو کلسیم فسفات و 2 الی 5 درصد از فسفر آن را دی کلسیم فسفات تشکیل می دهد.

نکته 37 : کود پتاسه KCl یا سیلویت با 52 - 51 درصد پتاسیم، پرمصرف ترین کود پتاسه دنیا است این کود، کودی است خنثی با ضریب نمکی بالا و خاصیت جاذب الرطوبه کم و درجه حلالیت آن 35 گرم در صد گرم آب می باشد.

نکته 38 : پرمصرف ترین کود پتاسه درایران، K2SO4 میباشد که دارای 44 - 42 درصد پتاسیم می باشد. و کودی است خنثی، و ضریب نمکی آن کمتر از KCl است و خاصیت جاذب الرطوبه آن نیز کم است و حلالیت ان 12% می باشد.

نکته 39 : کود مخلوط یا مرکب کامل از مخلوط ازت، فسفر و پتاسیم حاصل شده و اگر دو عنصر از سه عنصر فوق را داشت آنرا کود مرکب ناقص می نامند.

نکته 40 : مخلوط کردن اوره با رطوبت نسبی (CRH) برابر 72.5 و نیترات امونیوم با رطوبت نسبی 59.2 امکان پذیر نیست. چون باعث کاهش CRH کود حاصله به 18.1 می شود و در نتیجه افزایش رطوبت می گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 22:33 توسط محمد کریم زاده عقدا |

*
*
*
*
*
*
*