The Soils of IRAN
منیزیم نیز مانند كلسیم میباشد و به مقدار فراوان در خاكها وجود دارد، مقدار آن در پوستة زمین و خاكها در حدود 1/2 درصد است. مقدار آن در خاكها بسته به نوع اقلیم و سنگ مادر متغیر است و مانند كلسیم درخاكهای شنی و سبك كمتر و در خاكهای سنگین بیشتر است. رفتار منیزیم در خاك كاملاً شبیه كلسیم است و فرق آن در مقدارش است كه كمتر از كلسیم در خاك وجود دارد. جذب آن توسط درختان میوه به صورت یون Mg++ است و مانند كلسیم بستگی به ظرفیت تبادلی خاك، درجة اشباع آن، نوع خاك، رس محل و سایر عناصر همراه آن دارد. گاهی تأثیر منیزیم در pH بیشتر از كلسیم است و باعث افزایش آن تا بیش از 5/8 نیز میشود كه در این حالت برای درختان میوه احتمال مسمومیت این عنصر وجود دارد. مقدار متوسط منیزیم در برگ درختان میوه درحدود3/0 تا 5/0 درصد وزن خشك میباشد. منیزیم نیز مانند كلسیم اثرات رقابتی با سایر عناصر نظیر پتاسیم و ازت دارد. اثرات منفی پتاسیم در جذب منیزیم بوسیله درختان میوه بسیار حائز اهمیت است و در باغهایی كه كوددهی سنگین پتاسیم به همراه پتاسیم زیاد خاك وجود داشته باشد كمبود منیزیم در درختان مشاهده میشود.
همانطور كه بیان شد پتاسیم در حضور ازت فراوان باعث كاهش غلظت منیزیم در درختان میوه میشود. اثرات رقابتی منیزیم و كلسیم با مس نیز قابل اشاره است. وقتی منیزیم در خاك افزایش مییابد جذب مس را با اختلال روبرو میسازد. از این اثر میتوان در هنگام مسمومیت باغ در اثر فراوانی مس استفاده كرد تا اثر مسمومیت را تقلیل داد و برعكس در مناطق با كمبود مس، افزایش منیزیم كمبود مس را تشدید میكند. لازم است یاد آوری شود كه بهترین pH برای جذب منیزیم بین 7 الی 5/8 میباشد.
گياه پالايي با استفاده از مهندسي گياهان سبز شامل گونههاي علفي و چوبي براي برداشت مواد آلاينده از آب و خاك يا كاهش خطرات آلايندههاي محيط زيست نظير فلزات سنگين،عناصر كمياب، تركيبات آلي و مواد راديواكتيو به كار برده ميشود.
مهمترين تركيبات معدني آلاينده، فلزات سنگين بوده و ميكروارگانيسمهاي خاك قادر به تجزيه آلايندههاي آلي هستند، اما براي تجزيه ميكروبي فلزات نياز به آلي شدن يا تغييرات فلزي آنها وجود دارد كه امروزه از گياهان براي اين بخش استفاده ميشود.
اگرچه دغدغه ديگر براي كارشناسان، نحوه استفاده از گياهاني است كه به اين شكل آلوده ميشوند، اما راهكار توليد انرژي به عنوان يكي از ضروريترين بخشهاي زندگي امروز، دريچه ديگري را براي دانشمندان باز كرد.
از ديدگاه جهاني، پس از آب و هوا، پوسته خاك، سومين جزء عمده محيط زيست انسان تلقي ميشود.
خاك علاوه بر اينكه پايگاه موجودات خشكيزي، بويژه جوامع انساني است، محيط منحصر به فردي براي زندگي انواع حيات بخصوص گياهان به شمار ميرود. بر خلاف آب و هوا، آلودگي خاك از نظر تركيب شيميايي به آساني قابل اندازهگيري نبوده و يك خاك پاك يا خالص تعريفپذير نيست بنابراين ناگزيريم مسائل بالقوه آلودگي خاك را در چارچوب پيش بيني خطرات و صدمات احتمالي در كاركرد خاك مطالعه كنيم.
با توسعه طرحهاي انسان ساخت و آلوده شدن خاكها به وسيله فلزات سنگين، ساختار خاك براي رشد و توسعه گياهان مسموم و خطرناك ميشود و تنوع زيستي خاك را نيز بهم ميريزد.
در روش گياه پالايي، گياهان بر اساس مكانيسم جذب طبقهبندي و آلودگي خاك به فلزات سنگين به كمك روشهاي شيميايي، فيزيكي و بيولوژيكي كاهش داده ميشود.
بر اساس تحقيقات دفتر بررسي آلودگي آب و خاك سازمان حفاظت محيط زيست، رفع آلودگي خاك معمولا با 2 روش خارج از محل و در محل صورت ميگيرد. در روش خارج از محل، خاك آلوده به مكان ديگري انتفال يافته و پس از رفع آلودگي به مكان اوليه برگردانده ميشود. در روش ديگر كه نياز به جابهجايي و انتقال ندارد آلايندهها با آلي شدن، از قابليت جذب زيستي آنها كاسته ميشود.
براي كاهش آلودگي آلايندههاي معدني در خاك ميتوان از روشهاي آلي كردن، كمپلكس كردن و افزايش خاك بوسيله آهك استفاده كرد اما بيشتر اين روشها گران بوده و سبب تخريب محيط زيست ميشوند.
در فناوري استفاده از گياهان با عنوان گياه پالايي، از گياهان سبز و ارتباط آنها با ميكروارگانيسمهاي خاك براي كاهش آلودگي خاك و آبهاي زيرزميني استفاده ميشود. اين فناوري ميتواند براي رفع هر دو نوع آلاينده خاك يعني معدني و آلي به كار رود.
بررسيها نشان ميدهد كاربرد تكنيكهاي فيزيكوشيميايي، سبب از ميان رفتن ميكروارگانيسمهاي مفيد خاك مانند تثبيت كنندههاي نيتروژن ميكروريزا ميشود كه در نتيجه فعاليتهاي بيولوژيكي خاك را ضعيف ميكند و در مقايسه با تكنيك گياه پالايي، بسيار هزينهبر است.
در روش ريزوفيلتراسيون، از گياهان خاكي و آبي استفاده ميشود كه آلايندههاي منابع آبي آلوده با غلظت كمتر در ريشههايشان تغليظ يا رسوب ميكنند كه اين روش بخصوص براي فاضلابهاي صنعتي، رواناب كشاورزي و يا فاضلاب معادن اسيدي كاربرد دارد و براي فلزاتي مانند سرب، كادميم، مس، نيكل، روي و كرم مناسب است.
گياهاني مانند خردل هندي، آفتابگردان، تنباكو، چاودار و ذرت داراي اين توانايي هستند. آنها داراي قدرت جذب سرب از فاضلاب هستند كه در اين ميان، آفتابگردان بيشترين قدرت و توانايي را دارد.
رابطه PH با دردسترس بودن عناصر غذايي :

در نمودار فوق عرض هر نوار مشخص كننده در دسترس بودن مواد غذايي است. معمولاً در خاكهاي با PH بالاتر ( قليايي ) و يا پائينتر ( اسيدي ) ميزان در دسترس بودن عناصر ريز مغذي كاهش مييابد. به عبارت ديگر هر چه PH خاك از 7 بالاتر و يا پائينتر باشد به همان نسبت ميزان در دسترس بودن عناصر ريزمغذي، كمتر ميشود.
كاني مادهي طبيعي، غيرآلي، بلوري و جامد است كه در تركيب سنگهاي پوستهي زمين يافت ميشود. برخي كانيها از يك عنصر خالص و بسياري از آنها از دو يا چند عنصر درست شدهاند. در هر صورت، كانيها تركيب شيميايي معيني دارند. واژهي كاني از واژهي فارسي كان گرفته شده است كه در زبان عربي به آن معدن گفته ميشود. بنابراين، كاني به مادهاي گفته ميشود كه به طور طبيعي از معدن(كان) به دست ميآيد و معدن بخشي از پوستهاي زمين است كه در آنجا به اندازهي چشمگيري، كاني يافت ميشود. موادي مانند شيشه، چيني، آلياژهاي گوناگون، كه انسان آنها را ساخته است، و موادي مانند مرواريد صدف، استخوان، عاج و بسياري ديگر، كه جانداران ميسازند، كاني نيستند.
ويژگيهاي كانيها
كانيها چيزهاي همگني هستند؛ يعني، ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي همهي ذرههاي سازندهي آنها، يكسان است. براي مثال، اگر يك قطعه هاليت(نمك خوراكي) را به ذرههاي بسيار كوچكي بشكنيم، همهي ذرههاي به دست آمده، مزهي شوري دارند، به سادگي در آب حل مي شوند و ديگر ويژگيهاي نمك را نشان ميدهند.
كانيها مواد بلوري و جامدي هستند؛ يعني، ذرههاي سازندهي آنها بر اساس نظم و قانون معيني كنار هم قرار گرفتهاند؛ به نحوي كه، همهي سطحهاي بيروني يك كاني، صاف است. شكل بلوري و منظم كانيها از آرايش اتمها و مولكولهاي دروني آنها ناشي ميشود.